درس هایی برای یافتن موفقیت در زندگی

مقاله ها دی 26, 1397 ژانویه 16, 2019


موفقیت مطلق شانس است موفقیت نسبی کار سخت است

درس زندگی

در سال 1997، وارن بافت، سرمایه گذار مشهور و چند میلیاردر، یک آزمایش فکر را پیشنهاد کرد.

او گفت: “تصور کنید که 24 ساعت قبل از اینکه به دنیا بیایید،” یک فرشته ظاهر می شود. ”

“فرشته می گوید شما می توانید قوانین جامعه ای را که می خواهید وارد کنید تعیین کنید و بتوانید هر چیزی را که می خواهید طراحی کنید. شما می توانید قوانین اجتماعی، قوانین اقتصادی، قوانین دولتی را طراحی کنید. و این قوانین برای زندگی شما و زندگی فرزندان شما و طول عمر نوه های شما غالب خواهد شد. ”

او گفت: “اما یک دستاورد وجود دارد.”

“شما نمی دانید که آیا شما در ایالات متحده یا افغانستان به دنیا می آیید غنی یا فقیر، مرد یا زن، ضعیف و یا بد بدن. همه شما می دانید این است که شما می توانید یک توپ را از یک بشکه با 5.8 میلیارد توپ از آن بیرون بکشید.

بوفت ادامه می دهد “، شما در آنچه که من قرعه کشی تخمدان می نامم شرکت می کنید. و این مهم ترین چیز است که در زندگی شما اتفاق می افتد. این اتفاق خواهد افتاد تا بیشتر از مدرسه ای که به آن می روید، چقدر سخت کار کنید، انواع چیزها را تعیین می کند. ”

بافت مدتها است که به دنبال موفقیت است. در نامه سالانه سال 2014، او نوشت: “از طریق شلوغی شانس، من در ایالات متحده متولد شدند و ما برای همیشه از مزایای خارق العاده ای که این حادثه تولد به ما داده است سپاسگزاریم.”

هنگامی که در این راه توضیح داده شد، اهمیت شانس، تصادف و ثروت خوب در زندگی دشوار است. و در واقع، این عوامل نقش حیاتی دارند. اما اجازه دهید یک داستان دوم را در نظر بگیریم.

داستان پروژه 523

در سال 1969، در طول چهاردهمین سال جنگ ویتنام، یک دانشمند چینی به نام Tu Youyou به عنوان یک گروه تحقیقاتی مخفی در پکن منصوب شد. این واحد تنها با نام کد آن شناخته شد: پروژه 523.

چین یک متحد با ویتنام بود و پروژه 523 برای تولید داروهای ضد مالاریایی که می تواند به سربازان اعمال شود، ایجاد شده است. این بیماری به یک مشکل بزرگ تبدیل شده است. درست همانطور که بسیاری از سربازان ویتنامی در جنگل در حال مرگ از مالاریا بودند.

توو کار خود را شروع کرد و به دنبال سرنخ هایی بود که می تواند آنها را پیدا کند. او خواندن کتابچه راهنمای کاربر در مورد راه حل های قدیمی مردم را شروع کرد. او از طریق متون باستانی که صدها یا هزاران ساله بودند جستجو کرد. او به مناطق دور افتاده در جستجوی گیاهانی بود که ممکن است یک درمان داشته باشند.

پس از چند ماه کار، تیم او بیش از 600 گیاه جمع آوری کردند و لیستی از تقریبا 2000 راه حل ممکن را ایجاد کرده است. به تدریج و به روشنی، توو لیست داروهای بالقوه را به 380 کاهش داد و آنها را به صورت موازی آزمایش کرد.

او گفت: “این مرحله چالش برانگیزترین پروژه بود. “این کار بسیار دشوار و خسته کننده بود، به ویژه هنگامی که شما با یک شکست بعد از دیگری مواجه می شوید.

صدها آزمایش انجام شد. اکثر آنها هیچ کاری نکردند اما یک آزمایش – یک عصاره از گیاه کرم پودر شیرین به نام qinghao – امیدوار کننده بود. توأم با احتمالی هیجان زده شد، اما علیرغم تلاش هایش، این گیاه تنها گاهی یک دارو ضد مالاریایی تولید می کند. این همیشه کار نمی کند

تیم او دو سال در حال کار بودند، اما او تصمیم گرفت آنها نیاز به شروع دوباره از ابتدا را دارند. شما هر تست را بررسی کردید و هر کتاب را دوباره خواندید، به دنبال سرنخی درباره چیزی که او از دست داده بود. سپس به طرز جادویی، او در یک دستورالعمل تنها در کتاب راهنمای موارد اضطراری ، یک متن چینی باستان که بیش از 1500 سال پیش نوشته شده بود، با یک جمله برخورد کرد .

مسئله گرما بود. اگر در طول فرایند استخراج دمای زیاد باشد، ماده فعال در گیاه کرم پودر شیرین تخریب می شود.تئوری آزمایش با استفاده از حلال ها با یک نقطه جوش پایین تر را طراحی کرد و در نهایت وی داروی ضد مالاریایی را کشف کرد که 100 درصد از آن قطعی بود.

این یک موفقیت بزرگ بود، اما کار واقعی آغاز شد.

قدرت سخت کار

با یک داروی اثبات شده در دست، اکنون زمان برای آزمایشات انسانی بود. متأسفانه، در چین در حال انجام محاکمات برای داروهای جدید نبود، آنها مرده بودند و به علت محرمانه بودن این پروژه، رفتن به یک تأسیسات خارج از کشور، مسئله دیگری بود.

این زمانی است که توو داوطلب شد که نخستین موضوع انسانی باشد تا دارو را امتحان کند. او در یکی از جسورترین حرکتها در تاریخ علوم پزشکی، او و دو عضو دیگر پروژه 523 خود را با مالاریا آلوده کرده و اولین داروهای جدید خود را دریافت کردند.

با این حال، علیرغم کشف داروهای دستیابی به موفقیت و تمایل وی به زندگی خود ، وی از توافق با یافته های خود در جهان خارج جلوگیری کرد. حکومت چینی قوانینی قاطع داشت که انتشار هرگونه اطلاعات علمی را مسدود کرد.

او غافلگیر شد. توو تحقیقات خود را ادامه داد، در نهایت یادگیری ساختار شیمیایی دارو – ترکیبی که به طور رسمی به عنوان آرتمیسینین شناخته می شد – و همچنین شروع به تولید داروهای ضد مالاریایی دوم نیز می کرد.

تا سال 1978، تقریبا یک دهه پس از آنکه آغاز شد و سه سال پس از جنگ ویتنام به پایان رسید، کار توو در نهایت به جهان خارج منجر شد. او باید تا سال 2000 صبر کند تا سازمان بهداشت جهانی درمان را به عنوان دفاع از مالاریا توصیف کند.

امروزه درمان آرتمیسینین بیش از 1 میلیارد بار برای بیماران مالاریا تجویز شده است. اعتقاد بر این است که میلیون ها نفر را نجات داده است. Tu Youyou اولین شهروند زن چینی برای دریافت جایزه نوبل و اولین فرد چینی است که جایزه Lasker را برای کمک های مهم به علوم پزشکی دریافت می کند.

شانس یا کار سخت؟

Tu Youyou افسانه خوش شانس نبود واقعیت مورد علاقه من در مورد او این است که او هیچ مدرک کارشناسی ارشد، هیچ تجربه تحقیق در خارج از کشور و عضویت در هر یک از آکادمی ملی چینی ندارد – این کار او نام مستعار «استاد سه نه» را به دست آورد.

اما لعنتی او سختکار بود. مداوم. محتاطانه رانده. برای چندین دهه، او به نجات میلیون ها نفر کمک کرد. داستان او یک نمونه درخشان است که چقدر کار سخت می تواند در دستیابی به موفقیت باشد.

فقط یک دقیقه پیش، منطقی به نظر می رسید که قرعه کشی تخمدان بیشتر موفقیت های شما را در زندگی مشخص می کرد، اما این ایده که کار سختی به نظر می رسد، به همان اندازه معقول است. وقتی به سختی کار می کنید، معمولا نتایج بهتر از آنچه که با تلاش کمتر انجام می شود، بهتر است. در حالی که ما نمی توانیم اهمیت شانس را انکار کنیم، همه به نظر می رسد این حس را داشته باشند که کار سخت واقعا تفاوت می کند.

پس چه چیزی است؟ چه موفقیتی را تعیین می کند؟ کار سخت یا ثروت خوب؟ تلاش یا اتفاقی؟ من فکر می کنم همه ما درک می کنیم که هر دو عامل نقش دارند، اما من می خواهم به شما یک پاسخ بهتر از “این بستگی دارد”.

در اینجا دو راه برای این موضوع وجود دارد.

موفقیت مطلق در مقابل موفقیت نسبی

یکی از راه های پاسخ دادن به این سوال این است که: شانس بیشتر به معنای نسبی بیشتر به معنای مطلق و کار سخت است.

دیدگاه مطلق سطح موفقیت شما را نسبت به هر کس دیگری در نظر می گیرد. چه کسی بهترین را در جهان در یک دامنه خاص می سازد؟ هنگامی که در این سطح مشاهده می شود، موفقیت تقریبا همیشه به موفقیت بستگی دارد.حتی اگر یک انتخاب اولیه خوب مانند بیل گیتس را انتخاب کنید تا یک شرکت کامپیوتری را شروع کنید، نمیتوانید تمام عواملی را که نتایج در سطح جهانی هستند را درک کنید.

به عنوان یک قاعده کلی، موفقیت وحشی تر، شرایط افراطی و بعید است که باعث آن می شود. این اغلب ترکیبی از ژن های مناسب، اتصالات مناسب، زمان مناسب و هزاران تاثیر دیگر است که هیچ کس به اندازه کافی عاقلانه برای پیش بینی آن نیست.

به عنوان یک قاعده کلی، موفقیت وحشی تر، شرایط افراطی و بعید است که باعث آن می شود.

سپس دیدگاه نسبی وجود دارد که میزان موفقیت شما را نسبت به کسانی که به شما مشابه هستند، در نظر میگیرد. در مورد میلیون ها نفر که سطح تحصیلات مشابهی را دریافت کرده اید، در محله های مشابه رشد کرده یا با سطح مشابهی از استعدادهای ژنتیکی متولد شده اید؟ این افراد نتایج مشابهی به دست نمی آورند. در مقایسه با محلی بیشتر، موفقیت بیشتر توسط کار سخت تعیین می شود. هنگامی که خودتان را نسبت به کسانی که سطوح شانس مشابهی را تجربه کرده اید، تفاوت در عادات و گزینه های شماست.

موفقیت مطلق شانس است موفقیت نسبی انتخاب و عادت است.

یک بینش مهم است که به طور طبیعی از این تعریف پیروی می کند: وقتی که نتایج شدید تر می شود، نقش شانس افزایش می یابد. به این ترتیب، به همان اندازه که به طور مطلق بیشتر موفق می شوید، می توانیم سهم بیشتری از موفقیت شما را به شانس اختصاص دهیم.

هر دو داستان واقعی هستند

گاهی اوقات افراد به طور همزمان هر دو این بینش را مشکل می کنند. تمایل به بحث در مورد نتایج در یک حس جهانی یا یک حس محلی وجود دارد.

دیدگاه مطلق جهانی تر است. چه تفاوتی بین یک شخص ثروتمند متولد شده در امریکا و کسی که در فقر شدید زندگی می کند و با کمتر از 1 دلار در روز زندگی می کند، هنگامی که در مورد موفقیت در این زاویه بحث می کنیم، مردم می گویند چیزهایی مانند: “چطور می توانید امتیازات خود را مشاهده نکنید؟ آیا نمی دانید چقدر به شما داده شده است؟ ”

نمای نسبی بیشتر محلی است. چه تفاوت هایی در نتایج بین شما و هر کس که به مدرسه ی مشابه رفت و یا در همان محله بزرگ شد یا برای یک شرکت کار می کرد، توضیح می دهد؟ وقتی که از یک دیدگاه محلی به موفقیت رسیدید، مردم می گویند چیزهایی مانند: “آیا شما شوخی می کنید؟ آیا می دانید سخت کار می کنم؟ آیا انتخاب ها و فداکاری هایی را که من انجام دادم دیگران را نمی فهمم؟ رد کردن موفقیت من به عنوان شانس، کار سختی را که من قرار داده است، کاهش می دهد. اگر موفقیت من به خاطر شانس یا محیط من باشد، چگونه همسایگان یا همکلاسی هایم یا همکارانم به این نتیجه نرسیدند؟ ”

هر دو داستان درست هستند. این فقط به آنچه چشم شما در حال مشاهده از طریق زندگی بستگی دارد.

شیب موفقیت

راه دیگری برای بررسی تعادل بین شانس و کار سخت وجود دارد که این مهم است که چگونه موفقیت در طول زمان تحت تاثیر قرار گیرد.

تصور کنید شما می توانید موفقیت در یک گراف را نشان دهید. موفقیت در محور Y محاسبه می شود. زمان در محور X اندازه گیری می شود. و هنگامی که شما متولد شدید، توپ که شما از قرعه کشی تخمدان بوفیت خارج می شود، تعویض Y را تعیین می کند. کسانی که به دنیا می آیند خوش شانس شروع به بالا بر روی نمودار. کسانی که در شرایط سخت تر متولد می شوند، شروع به کاهش می کنند.

در اینجا کلید است: شما می توانید تنها شیب موفقیت خود را کنترل کنید، نه موقعیت اولیه خود.

در عادات اتمی ، من نوشتم: “مهم نیست که شما در حال حاضر موفق یا ناموفق هستید. مهم است که آیا عادت های شما، شما را در مسیر موفقیت قرار می دهد. شما باید بیشتر از مسیر فعلی خود در مقایسه با نتایج فعلی خود بیشتر توجه داشته باشید. ”

شما می توانید تنها شیب موفقیت خود را کنترل کنید، نه موقعیت اولیه خود.

با شیب مثبت و زمان و تلاش کافی، حتی ممکن است بتوانید زمین را از دست بدهید که ناشی از بدبختی است. من فکر کردم این نقل قول آن را به خوبی خلاصه می کند: “زمان بیشتری از آغاز مسابقه گذر می کند، کمتر از آن چیزی که سرانجام شروع می شود، دیگران مسائل را به خود جلب می کنند.”

البته همیشه اینطور نیست. یک بیماری شدید می تواند سلامت شما را از بین ببرد. صندوق بازنشستگی در حال فروپاشی می تواند پس انداز بازنشستگی خود را خراب کند. به طور مشابه، گاهی اوقات موفق بودن مزایای پایدار (یا زیان) را به ارمغان می آورد. در واقع یک مطالعه نشان داد که اگر موفقیت با ثروت سنجیده شود، موفق ترین افراد تقریبا کسانی هستند که دارای استعداد متوسط ​​و شانس قابل توجه هستند.

این درست است نه تنها برای غلبه بر بدبختی، بلکه برای سرمایه گذاری در موفقیت. بیل گیتس ممکن است خوش شانس باشد تا مایکروسافت را در زمان مناسب در تاریخ بگذراند، اما بدون ده ها کار سخت، فرصت هدر رفت.زمان فزاینده هر مزیت است. در صورتی که موفقیت بتواند پایدار باشد، در بعضی موارد، موفقیت به کار سختی نیاز دارد.

 

ارسال نظر

انتخاب مکان برای جستجوی دقیق تر